ضياء الدين جرجانى

79

رسائل فارسى جرجانى ( فارسى )

كه كسى را نرسد كه ما را از آن بازدارد . چون چنين باشد بدانستيم كه اگر كسى چيزى از حرام به دست آورد ، به ظلم يا به دزدى روزى نباشد و نشايد كه بر آن شكر كند . و ديگر ، خداى تعالى مىگويد : « وَ أَنْفِقُوا مِنْ ما رَزَقْناكُمْ » « 1 » ، يعنى نفقه كنيد و صدقه دهيد از آنچه به روزى شما كرده‌ايم . اگر حرام روزى بودى ، به حكم آيت نفقه كردن و صدقه دادن واجب بودى . و معلوم است كه اين نشايد ، بلكه واجب بود كه با خداوندش رساند اگر نه چنين كند دشوار باشد . فصل : در اجل بدان كه هر كه به سببى كشته آيد به حق يا به ظلم مذهب ما آن است كه اگر كشته نيامدى روا بودى كه بماندى و روا بودى كه به مردى . و قول معتزله آن است كه اگر كشته نيامدى بماندى . و اين باطل است ، كه عاقل زمان تا زمان روا دارد كه مرگ درآيد . و قول مجبّره آن است كه اگر كشته نيامدى به مردى . و اين هم باطل است ، زيرا كه لازم آيد كه چون يكى از ما بسيار گوسفند و گاو كسى بىدستورى وى - چنان كه شرع است - بكشتى تاوان لازم نيامدى ، زيرا كه اگر وى نكشتى مردار شدى . فصل : در نرخ بدان كه نرخ گران وقتى از قبل خداى تعالى بود ، و وقتى غير خداى تعالى . و چون خداى تعالى طعام اندك آفريند و خلق پديد كند و شهوت ايشان به طعام سخت گرداند پس تنگى پديد آيد ، آن از قبل خداى تعالى بود . و چون راهها ناامن گردد از جهت سلطان و دزدان و آنچه بدين ماند و مردم نتوانند كه طعام از جايى به جايى برند يا آنكه مردم بر يكديگر تنگ دارند تا گران شود پس تنگى پديد آيد ، آن از قبل غير خدا باشد ، و نرخ ارزان هم بر اين قياس بود .

--> ( 1 ) . منافقون / 10 .